X
تبلیغات
ساز تار

ساز تار

یحیی


بهترین و معروفترین تار ساز کل تاریخ موسیقی ایران .با نام اصلی" آوانس آبکاریان" سال تولد بطور تقریبی : 1873 میلادی

مدفون در قبرستان ارامنه جلفای اصفهان .سال فوت : 1312 خورشیدی

یحیی اصول کار با چوب را از دوران کودکی در کارگاه پدر و عموی خود خاچیک و هامبارسون فرا گرافته و با توجه به نبوغ سرشار و دید دقیق زیبائی سانه اش ؛ ترکیب اصول و معیارهای تارهای استاد فرج الله و با سلایق عالی خودش تارهایی ساخت که چه قبل و چه بعد از او نظیر آن دیده نشده است .

در ارزش کار یحیی همین بس که تارهای ساخت او حتی اگر برفرض محال صدای خوبی نمی داشت از نظر فرم تراش و الگوی زیبای آنها میتوانست بعنوان یک اثر حجمی هنری و در واقع یک مجسمه زیبا و خوش تراش در تاریخ هنری ایران باقی بماند .

یحیی تا اوسط عمر در زادگاه خود ، در محله سنگتراشان جلفای اصفهان کارگاه داشت و بیشترین تارهایش را در همین شهر و با استفاده از چوب های همین ناحیه ساخت . این تارها اکثراً رنگ روشن تری داشته و صدادهی آنها اکثراً زنگدار و زیر خوان است .

یحیی برای مدتی کوتاه به قزوین رفته و نزد خواهر خود ساکن شد و ضمن اشتغال در اداره ارزاق آن شهر کارگاهی دایر نموده و با استفاده از چوبهای توت قزوین تارهای عالی ساخت پس از آن در تهران ساکن گردید و کارگاهی دایر نمود . عکس معروفی که از او به همراه میرزا عبدالله و میرزا حسینقلی و شاگردانشان باقی مانده یادگاری از آن دوره است .

یحیی در سالهای آخر عمر مجدداً به اصفهان برگشت و مشغول به کار گردید تا اینکه در سنین 57-60 سالگی و در سال 1312 خورشیدی در همانجا در گذشت .

بر طبق تاریخچه مختصربالا مشخص میشود که یحیی در سه مقطع زمانی و در سه شهر به تار سازی مشغول بوده و تعداد تارهای ساخت اصفهان او بیشتر از تارهای ساخت تهران و قزوین بوده است .

یحیی تار سازی خوش تکنیک و سریع بوده است . معمولا کارهای اولیه تراش کاسه تار از کنده توت و سبک کردن آنها توسط شاگرد ماهر او انجام میگرفته و خود یحیی کارهای ظریف و دقیق نهایی را روی آن اعمال میکرده است .

با توجه به این امر و سرعت بالای او ، تعداد تارهای ساخت او به نسبت اساتید قدیم بیشتر بوده و تخمیناً از چند صد تا هزار عدد بر آورده میشود ( در عکس معروفی که از او در کارگاهش برداشته شده است در آن واحد تعداد نسبتاً زیادی تار در کارگاهش دیده میشود ) از دیگر ویژگیهای بارز یحیی نکته ای است که اساتید قبل و بعد از او کمتر به آن توجه داشته اند : یحیی اولین سازنده ای بود که از ابتدای کار روند کیفی ثابت و مستمری ( به اصطلاح امروز : استاندارد ) را برای خود در نظر گرفت . با مقایسه کارهای متعدد باقیمانده از او به نتیجه حیرت آوری میرسیم : انحراف معیار در کارهای متعدد یحیی بسیار ناچیز و در حد صفر است . تمام تارهای باقی مانده از او حتی از نظر کوچکترین معیارها و اندازه های فنی و الگو احتلاف چندانی با هم ندارند ( البته با در نظر گرفتن این نکته که یحیی کلاً در سه اندازه بزرگ و متوسط و کوچک تار میساخته است) و این امریست که بیشتر از یک کارخانه با تکنولوژی مدرن انتظار داریم و نه از یک سازنده در کارگاه کوچک و ابتدایی خود .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۳/۳/۱۳۸۹ساعت ۲۳:۲۸ توسط آرشام الوانی دسته : نظر(6)

تار مشابه چه سازی است؟


این که "اوژن فلاندن" فرانسوی آن را چنگ نامیده مناسب نبوده. زیرا چنگ از سازهای بسیار قدیم مشرق زمین و ایران است که در نقش برجسته طاق بستان کرمانشاهان هم نمونه آن موجود است. در آنجا چنگ قدیم به خوبی دیده می شود که به سبک "هارپ" اروپایی ولی ساده تر، با هر دو دست نواخته می شود. ولی تار با چنگ متفاوت است.
ساز دیگری هم از نوع طنبور و سه تار در ایران داریم که دو تار نامیده می شود و در میان ترکمن های دشت گرگان نیز معمول است.
مولف کتاب عضدی می نویسد:"شب ها هر وقت آقا محمد خان قاجار حالت خوشی از برایش دست می داد دوتار که زدن آن در میان تراکمه معمول است می زد".


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۳/۳/۱۳۸۹ساعت ۲۳:۲۸ توسط آرشام الوانی دسته : نظر(0)

مخترع تار


این که شهرت دارد ابونصر فارابی مخترع تار بوده است سند تاریخی ندارد.
در دوره صفویه از نوازنده ای به نام استاد "شهسوار چهارتاری" نام برده اند و معروف است که "شیخ حیدر" مخترع چهار تار است. هم چنین گویند شخصی به نام "رضاء الدین شیرازی"، شش تار را اختراع کرده است.
به طورکلی تار در دوره قاجاریه یکی از ارکان موسیقی ایران شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۳/۳/۱۳۸۹ساعت ۲۳:۲۷ توسط آرشام الوانی دسته : نظر(0)

تار از چه زمانی به وجود آمده


این که از چه زمانی این نام به سازی که امروز در دست ما است (تار) اطلاق شده معلوم نیست. تنها در شعر فرخی سیستانی تار در ردیف "غژ" و "نزهت" که نام دو آلت موسیقی است به کار رفته است:

هر روز یکی دولت و هر روز یکی غژ

هر روز یکی نزهت و هر روز یکی تار

آنچه مسلم است این است که ما تا دوره صفویه سازی به نام و شکل تار امروزی نداشته ایم. زیرا در نقاشی های آن دوره هم اثری از آن دیده نمی شود. در صورتی که در مجلس بزم تالار چهل ستون اصفهان کمانچه، عود و سنتور دیده می شود.

ساز دیگری در ایران به نام طنبور یا تنبور سابقه بسیار قدیم دارد که فارابی نیز از آن نام می برد و در اشعار شاعران پیشین ایران هم ذکر آن رفته است. چنان که منوچهری دامغانی می گوید:

به یاد شهریارم، نوش گردان

به بانگ چنگ و موسیقار و طنبور

و هم چنین در جای دیگر سروده است:

خنیا گرانت، فاخته و عندلیب را

بشکست نای در کف و طنبور در کنار

بعضی گویند تار، همان بربط باستانی است که بعدها عود نامیده شده است. در این که عود و بربط یکی است شکی نیست. ولی تار به طنبور بیشتر شباهت دارد تا به عود و بربط.
در قدیم دو نوع طنبور بوده است: طنبور خراسانی و طنبور بغدادی. این ساز دو سیم داشته و مضرابی بوده که با انگشتان دست راست نواخته می شده و هم اکنون در کردستان معمول است.
بر خلاف عود که دسته ای کج دارد، دسته تنبور راست و بلند است و مانند تار، پرده بندی می شود، ولی عده پرده های آن کمتر است. شکل طنبور همه جا در نقاشی های قدیم بخصوص در مینیاتورها دیده می شود و کاسه آن از چوب است و دهانه آن هم پوست ندارد مثل سه تار. ولی کاسه آن بزرگ تر است و به شکل یک نصفه خربزه است.
به نظر چنین می رسد که سه تار از نوع طنبور بوده است. با این تفاوت که طنبور را با چهار انگشت دست راست (بدون شست) به صدا در می آوردند ولی در سه تار، ناخن سبابه عمل مضراب را انجام می دهد. احتمالاً چون صدای سه تار کم بوده است کاسه این ساز را بزرگ تر کرده و روی آن پوست کشیده اند و با مضراب فلزی نواخته اند تا طنین آن بیشتر شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۳/۳/۱۳۸۹ساعت ۲۳:۲۵ توسط آرشام الوانی دسته : نظر(0)

آشنایی

تار در لغت به معنی رشته است و در آلات موسیقی همان است که به اصطلاح امروز سیم گفته می شود و پیشینیان، آن را وتر می نامیدند. هیچ سازی نیست که از آن (سیم) بی بهره باشد مگر آلات بادی که در آنها فشار هوا موجب ارتعاش و تولید صوت می شود.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۳/۳/۱۳۸۹ساعت ۲۳:۱۸ توسط آرشام الوانی دسته : نظر(0)